از ماه دید و طبل زنی تا شب بازی

قاسمی – ماه رمضان افزون بر معنویت و حال و هوای خاص خود، با آداب و رسومی نیز همراه است که هر چند برخی کم رنگ شده است اما مروری از آن چه باقی مانده است حس خوبی از گذشته ها را یادآور می شود. در گذشته هر شهر و روستا بر اساس باورهایی که گاهی ریشه در فرهنگ مردم آن داشت دارای آداب خاصی برای ماه رمضان بود.
«ماه دید» از مراسم قدیمی و رایج در بیشتر نقاط است اما در طبس به این عنوان شناخته می شود. این که شب آخر شعبان برای رویت هلال ماه رمضان بر بلندی می رفتند و برای اعلام عید فطر هم این کار را تکرار می کردند. طبل زنی رسمی دیگر است که اصالتش را مربوط به حدود 150 سال قبل می دانند. این آیین با نواختن بر طبل انجام می شود.
طبل نوازی در 3 نوبت
کارشناس فرهنگی و مسئول ثبت اثر معنوی طبل زنی طبس می گوید: مراسم را به «بیدار باش» می شناسند و با گذشت حدود 150 سال، هنوز در سه نوبت بر طبل نواخته می شود طوری که سه ساعت مانده به اذان طبل اول برای تهیه کردن سحری نواخته می شود و این کار به طبل یک معروف است و بعد ازآن طبل دو، یک ساعت قبل از اذان و برای خوردن سحری به صدا در می آید و آخرین طبل هم حکایت از وقت اذان و نماز دارد که برای اعلام آن پس از نواختن طولانی، سه تک ضرب بر طبل می کوبند. «محمد هاشم مریدا» طبل ها را سرنواز، بربط، نقاره و تتله کو می خواند و می افزید: در قدیم و قبل از زلزله، بر بلندی ارگ، طبل نواخته می شد اما حالا بالای حسینیه عمادالملکی و توسط خاندان عاشوری انجام می شود و طبل زنی در طبس موقوفه دارد و منسوخ نشده است. به گفته وی طبال ها در پایان هر مرحله به تعداد همان نوبت به صورت ضربی به طبل می کوبند تا فرد روزه دار متوجه شود در کدام مرحله است. وی از مراسم شادمانه هم یاد می کند که در شب یا روز عید فطر و با اعلام آن، دوباره بر طبل ها کوبیده می شود.
شیپور زنی در قاین
خروس خوان و شیپور زنی از سنت های گذشته در قاینات است که نویسنده و پژوهشگر قاینی درباره آن می گوید: در قدیم رسم خروس خوان در خانه ها رایج بود و خانواده های زیادی برای بیدار شدن، در خانه خروس نگه می داشتند. این پرنده براساس غریزه ذاتی سحر در سه نوبت مشخص آواز می خواند. خروس خوان اول را آب طیار می گویند که فردی روی بام می رود و بخش هایی از مناجات خواجه عبدا... انصاری و دعای سحر را می خواند. «حسن مختاری» خروس خوان دوم را یک ساعت مانده به اذان می داند که به «یا سبحان» معروف است و زمان خوردن سحری را یادآور می شود. خروس خوان سوم هم وقت اذان و هشدار برای منع خوردن است. به گفته وی حالا خروس خوان منسوخ شده است اما شیپورزنی هنوز مرسوم است و یکی ، دو نفر در قاین شیپور می زنند. شیپور زن یک نوبت بیدارکردن مردم و تشویق آن ها به خوردن سحری و نوبت دوم وقت اذان را اعلام می کند.
او تاکید می کند که شیپور زن دستمزد نمی گیرد و در شرایط موجود کسی راه او را ادامه نمی دهد چون شیوه بیدارشدن امروز و قدیم تفاوت دارد. فردی که روی بام می رفت و شب خوانی می کرد خودش را موظف می دانست و با صدای او همه بیدار می شدند اما حالا شرایط متفاوت است. از شعرهای شب خوانی این بیت ها را به یاد دارد: یا رب تو مرا غلام حیدر گردان / راهی که غلط کنم مرا برگردان / یا رب به محمد(ص)، تو علی(ع) را بفرست ...
رویت ماه بر فراز کوه
بشرویه هم چند رسم قدیمی دارد. به گفته یک کارشناس فرهنگی گروهی مامور رویت ماه می شوند و در منطقه ای مناسب از روی کوه غربی شهر به جست وجو می پردازند. مردم آب و آینه با خود می برند و با دیدن ماه نو، به آن نگاه می کنند و صلوات می فرستند پس از آن طبل و شیپور بر فراز حسینیه، شروع ماه رمضان و همچنین اتمام آن را به مردم اعلام می کند. «اسدی مقدم» به رسم رایج طبل زنی در سه مرحله اشاره می کند که نوبت اول دو ساعت مانده به اذان برای مهیا کردن سحری و مرحله بعد یک ساعت مانده به اذان نواخته می شود و طبل سوم مربوط به وقت نماز است.
به گفته وی صدای نواختن طبل در هر نوبت با مرحله قبل تفاوت دارد و مردم متوجه می شوند چقدر تا اذان فاصله است. در گذشته یک ساعت مانده به اذان، افرادی روی بام می رفتند و مناجات و شب خوانی داشتندکه این کار الان کمتر انجام می شود.
بیرجند هم آداب خاصی در ماه مبارک رمضان دارد. پژوهشگر و مدرس دانشگاه دوره های قرآن فامیلی در منزل بزرگان فامیل یا دوره خوانی در جمع خانواده های قوم را از این رسوم می داند و می گوید: یک رسم خوش در بیرجند حرمت داری ماه مبارک است که در فرهنگ اصیل بیرجند، این ماه به تنهایی نام برده نمی شود بلکه ماه شریف، مبارک، ماه خدا و با احترام یاد می شود. دکتر «زنگویی» از رسم های قدیمی ماه مبارک در بیرجند آیین «رمضو خوانی» را نام می برد که در این مراسم، نوجوان ها و کودکان به در خانه ها می رفتند و می گفتند رَمِزُاْنی مارْ وَاْ مِدِی یا وَرْ خُونِمْدِه یعنی «رمضانی ما را میدهید یا بخوانیمش» یک نفر استاد است و شعر را می خواند و بقیه تکرار می کنند «رمضو یارب، یارب رمضو، رمضو آمد خوش نام خدا. رمضو آمد، مهمانش کنید بز و بزغاله قربانش کنید ، و پس از آن توسط صاحبخانه تکریم می شوند و بین خودشان تقسیم می کنند.او یک رسم قدیمی در برخی نقاط مانند آرین شهر، بیرجند و شاخن را هم شب بازی بیان می کند که توسط تعدادی نوجوان انجام می شود به این گونه که شعرهایی می خوانند که رمضو آمد خوش نام خدا، خوش نام خدا روزه می گیرم و لاغر می شوم، گر نمی گیرم کافر می شوم و ... و یکی با خواندن شعرهایی می گفت که روزه گرفتن سخت است و «ما یُم روزه خور واکنم او وقت بینی چه ها کنم» آن گاه پسرها به او حمله و تنبیه اش می کردند و می خواندند که روزه خوار تپ تپی بخو تا ورتپی ، آن موقع فرد دست به دیوار می گیرد و عذرخواهی می کند اما برای تنبیه اش هر کدام یک ضربه به پشتش می زنند و... .