
فرخ نژاد-همیشه مهمان دارد هرچند که مهمانانش هم غریبه نیستند و بیشتر همان مهاجران و فرزندان آن هایند. از این بابت هم خرسند است این صاحب خانه مهمان نواز، دلشاد و دلگرم به این که پس از کوچ اهالی به واسطه فقر امکانات و نبود شغل ، دوباره بعد از سال ها به موطن خویش بازگشته اند هر چند برای زمانی کوتاه .
شاید این مهمانان یک یا دو روز بیشتر مهمان صاحب خانه در هفته نباشند اما او دلخوش است که تنها نمانده و همچنان میزبان اهالی مهاجر به شهر است. حالا بیشتر مهاجران ، خانه های قدیمی و فرسوده پدران و پدربزرگان را از نو بنا کرده اند و برای آبیاری زمین ها و باغ هایی هم که دارند به روستا می آیند و سهم آبشان را آبیاری می کنند.
هرچند این روزها با این کار آن ها باز هم صفای قبل از مهاجرت اهالی به «گرمیدر» باز نمی گردد اما همین که چشمه هایش زنده است باید این روستا هم زنده بماند. به گفته مهاجران هرچند پدران آن ها به دلیل فقر امکانات همانند نبود مدرسه، شغل و... مجبور شدند روستا را ترک کنند اما اکنون که امکانات به روستا رخ نشان داده است پس باید کاری کرد که «گرمیدر» هم خالی از سکنه نشود و همچنان شاداب و با طراوت بماند.
اولین خدمات ارائه شده به روستا پس از سال ها با وجود نزدیکی به مرکز استان بهره مندی از زیرساخت برق است و چند ماهی بیشتر نیست که چراغ«گرمیدر» روشن شده و دل اهالی هم به واسطه این روشنایی روشن و شاد.
همین که در پایان زمستان و بهار سال جاری کمی لب خشکیده روستاها به واسطه بارندگی ها تر شد اینجا هم رنگ طراوت و شادابی به خود گرفت طوری که به هر نقطه ای از روستا که سر بزنی این طراوت و سر زندگی را می توانی در زمین های کشاورزی و باغ ها ببینی.
دلهره در جاده خاکی
وقتی پا در جاده خاکی و پرفراز و نشیب «گرمیدر» که یکی از نقاط روستایی بخش مرکزی بیرجند به حساب می آید می گذاری چند صد متری را که می پیمایی چون مسیر بسیار ناهموار است در دل می گویی کاش پا به این جاده نمی گذاشتم زیرا امکان بروز هر مشکلی وجود دارد.
شاید این دلهره تنها مختص فردی که اولین بار پا در جاده خاکی «گرمیدر» گذاشته نباشد بلکه تمام افرادی که در این مسیر رفت و آمد می کنند هر بار که مسافر آن می شوند با ترس و دلهره می روند و برمی گردند. اما وقتی از دور ، نمای سرسبز روستا پیش چشم قرار می گیرد هرچند دلهره گرفتار ماندن در مسیر جاده خاکی «گرمیدر» وجود دارد اما نمی توان دل از این سرسبزی و صفا کند و پا در این روستا نگذاشت.
روستایی که درست در دامنه ارتفاعات بنا نهاده شده هنوز آثار آسیاب بادی قدیمی آن در بلندترین نقطه آبادی پا برجاست چون در مسیر باد قرار داشته است، طوری که در گذشته از روستاهای اطراف هم می آمدند و گندم ها را دراین آسیاب آرد می کردند. هنوز پیران روستا با این آسیاب بادی خاطره ها دارند و هیچ گاه هم آن را از یاد نخواهند برد.
مهمان سکوت و آرامش
نسیم باد که در دره می پیچد تمام دل مشغولی های مهاجران را هم با خود می برد و آن ها هم زیر سایه سار درختان می نشینند و آرام می گیرند تا از این سکوت حاکم بر روستا حظ لازم را ببرند شاید دیگر مجالی دست نداد تا بار دیگر مهمان سکوت و آرامش «گرمیدر» باشند.
چون موقعیت قرارگیری روستا در دامنه است پیمودن سراشیبی و سربالایی شاید کمی نفس گیر باشد اما بازهم قرارگیری پله ای مانند خانه های این روستا تداعی گر «ماسوله» در ذهن می شود اما در نوع کوچکش با ساخت و سازهای جدید که طی سال های اخیر انجام شده تا حدودی این بافت ماسوله مانند در حال از بین رفتن است.
می گویند: ساکن دایم روستا نیستیم ولی هرچند وقت یک بار برای آبیاری، انجام کارهای کشاورزی و تفریح به روستا می آییم.
حدود 35 تا 40 سال قبل به دلیل نبود امکانات به ویژه مدرسه و شغل مجبور به ترک «گرمیدر» شدیم اما اگر مثل حالا که تا حدودی این روستا از امکانات برخوردار است در گذشته هم وجود می داشت اهالی مجبور به مهاجرت نمی شدند. هرچند که در سال های اخیر شاهد رجعت برخی از اهالی پس از پایان تحصیل فرزندانشان به روستا هستیم اما در گذشته چون حتی برای فرا گرفتن هنر قالی بافی نیز جوانان روستا مجبور بودند به دیگر روستاها بروند بیشتر اهالی ترجیح دادند که روانه شهر شوند و در آنجا به دنبال شغل باشند. به علاوه در کنار آن فرزندانشان هم می توانستند ادامه تحصیل دهند.
به گفته آن ها هیچ گاه روستا بدون سکنه نمی شود زیرا بیشتر اهالی که ملک دارند برای آبیاری زمین های کشاورزی و باغ های خود به روستا می آیند.
مشقت تردد در جاده خاکی
فاصله «گرمیدر» تا اولین نقطه شهری یعنی بیرجند حدود 25 کیلومتر است اما چون قسمتی از راه خاکی است افرادی که هفته ای یک یا دو بار مجبورند برای انجام کارهای کشاورزی به روستا رفت و آمد داشته باشند با مشقت و سختی این مسیر را طی می کنند، هرچند تمام این مسیر خاکی نیست اما همین مسافت کم برای اهالی مشکل شده است طوری که همیشه از خطرات آن گلایه دارند وبارها در جاده مانده اند و مجبور شده اند از دیگران امداد بگیرند.
تنها خواسته اهالی این روستا آسفالت جاده آن است زیرا اگر این مسیر آسفالت شود مردم روستاهای دیگری مانند آدیگان، جلال و... هم که درحومه گرمیدر قرار گرفته اند و اکنون مجبورند از جاده مرک رفت و آمد کنند از راه آسفالته بهره مند خواهند شد.
لازم است مسئولان به این خواسته اهالی «گرمیدر » و دیگر روستاهای نزدیک بیرجند توجه داشته باشند زیرا رفت و آمد دراین مسیر به دلیل نزدیکی روستاها به شهر خیلی زیاد است و اگر این مسیر آسفالت باشد افراد زیادی برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت خویش در روزهای تعطیل به روستاها می آیند که به طور حتم رونق این نقاط را هم در پی خواهد داشت.
این را هم باید در نظر داشت که هرچند بیشتر روستاهای این منطقه از راه آسفالته بی بهره اند اما بازهم شاهد رفت و آمد زیاد اهالی و افرادی که به دنبال نقطه روستایی برای تفریح می گردند هستیم پس لازم است مسئولان هم کمی همت کرده و حداقل راه دسترسی مناسب را برای آن ها فراهم کنند. در گذشته بیشتر کشت و کار اهالی گندم، جو، شلغم، چغندر و میوه های سردرختی بوده است اما اکنون در «گرمیدر» هم مانند دیگر روستاها بیشتر زرشک و عناب که نیاز به آب کمتری دارد پرورش داده می شود.
جوشش کم چشمه
زمانی 5 چشمه این روستا جوشان بود و هرکدام به تنهایی جوابگوی آبیاری چند هکتار زمین کشاورزی و باغ های آن بود اما در این سال ها که خون جاری شده در رگ های چشمه ها به دلیل قهر آسمان در حال خشک شدن است این چشمه ها هم دیگر رونق گذشته را ندارند و اهالی آب تمام چشمه ها را در یک استخر ذخیره جمع کرده و در دل باغ ها و زمین های کشاورزی رها می کنند هرچند که دیگر این آب نمی تواند پاسخگوی زمین ها و باغ های پایین دست باشد طوری که بیشترشان خشکیده اند.
قدردان اتصال به شبکه برق
اهالی قدردان «گرمیدر» از این که چند ماه است چراغ این روستا هم با اتصال به شبکه برق روشن شده از مسئولان و روزنامه «خراسان جنوبی» به دلیل انعکاس این مشکل تشکر می کنند و می گویند: اگر امکانات همانند حال حاضر در این روستا فراهم بود به طورحتم جمعیتی که به دلیل فقر زیرساخت های آموزشی و خدماتی از گرمیدر رفته اند هیچ گاه وطن خویش را ترک نمی کردند.
دیگر امکان این روستا مسجد و حسینیه آن است که این امکانات هم با همیاری اهالی ایجاد شده است.
اهالی در ماه محرم در هر نقطه ای که باشند خود را به روستا می رسانند و در مراسم های عزاداری شرکت می کنند. اوج حضور اهالی هم روز هشتم محرم است چون مراسم ویژه ای دارند و همه مردم هر طور شده خود را به مراسم علم چرخان و دادن نذری و... می رسانند. گرمیدر را با دلگرمی آن یعنی همان مهاجران باید تنها گذاشت و دل را به هوهوی باد سپرد و سفر را به پایان رساند.