
شاهد- نه فقط حکم عشق که فتوای عقل هم این است که به جان باید با جانانه پیوست و جز او ندید حتی وقتی که در خانه اش به مهمانی می نشینی. در هنگامه ای چنین که بسیارند محو شدگان نعمت، باز باید از شمار آنان بیرون آمد و به تماشا و تمنای لبخند صاحب نعمت مشغول شد. من این اشارت عاشقانه در کلام فروغی بسطامی را سخت تامل برانگیز و افق گشا یافتم که می گوید:
من نمیگویم که عاقل باش یا دیوانه باش / گر به جانان آشنایی از جهان بیگانه باش...
گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند/ گول نعمت را مخور مشغول صاحب خانه باش...
و اگر همه به نعمت های پرشمار مشغول شدند تو از همه آن ها فارغ شو و به تغزل، دعا بخوان و مجیر بخوان به این کلام که: سُبْحَانَکَ یَا مُؤْمِنُ تَعَالَیْتَ یَا مُهَیْمِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ
پاک و منزهی ای ایمن کن ترسناکان! بلند مرتبه ای ای شاهد عالمیان! ما را از آتش پناه بده ای پناه دهنده!
سُبْحَانَکَ یَا عَزیزُ تَعَالَیْتَ یَا جَبَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ
پاک و منزهی ای با عزت و اقتدار! بلند مرتبه ای ای با جبروت و جلال! ما را از آتش پناه بده ای پناه دهنده!...